تا خدا (نردبانی برای نزدیکی به خالق بی همتا)

کسی به خدا گفت: اگر سرنوشت مرا تو نوشتی،پس چرا آرزو کنم؟

خدا گفت: شاید نوشته باشم هر چه آرزو کند.

+نوشته شده در یک شنبه 30 بهمن 1390برچسب:,ساعت21:59توسط بی همتا | |

خدا هر روز آماده امتحان است، کافی است مردانه تصمیم بگیری خدا حاضر است باز تو را امتحان کند.‬

+نوشته شده در جمعه 28 بهمن 1390برچسب:,ساعت17:18توسط بی همتا | |

سپس خداوند بزرگ،خاکی از قسمت ها ی مختلف زمین،از قسمت های سخت ونرم،شوروشیرین، گرد آورد

آب بر آن افزود تا گلی خالص آماده شود وبا افزودن رطوبت،چسبناک گردید

که از آن اندامی شایسته،وعضوهایی جدا وبه یکدیگر پیوسته آفرید.

آن را خشکانید تا محکم شد.

خشکاندن را ادامه داد تا سخت شدتا زمانی معین وسرانجامی مشخص،اندام انسان کامل گردید.

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد،دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازدو دارای افکاری که در دیگر موجودات،تصرف نماید.

به انسان اعضاو جوارحی بخشید،که در خدمت او باشند،

وابزاری عطا فرمود که آن ها را در زندگی به کار گیرد.

قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد،حواس چشایی،وبویایی،ووسیله ی تشخیص رنگ ها،واجناس مختلف در اختیار او قرار داد.

انسان را مخلوطی از رنگ های گوناگون،وچیزهای همانندو سازگار،ونیروهای متضاد،مزاج های گوناگون، گرمی،سردی،تری وخشکی قرار داد.

سپس از فرشتگان خواست تا آنچه در عهده دارند انجام دهند،وعهدی را که پذیرفته اند وفا کنند،

اینگونه که بر آدم سجده کنند،واو را بزرگ بشمازند،و فرمود:((بر آدم سجده کنید پس فرشتگان همه سجده کردند جز شیطان))

غرورو خود بزرگ بینی او را گرفت وشقاوت وبدی  بر او غلبه کرد،و به آفرینش خود از آتش افتخار نمود وآفرینش انسان از خاک را پست شمرد.

خداوند برای سزاوار بودن شیطان به خشم الهی،و برای کامل شدن آزمایش،وتحقق وعده ها،به او مهلت داد و فرمود:((تا روز رستاخیز مهلت داده شدی))

 

نهج البلاغه، خطبه ی اول

+نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن 1390برچسب:,ساعت19:36توسط بی همتا | |

خدایا!!

گفتم : خسته ام

گفتی : لا تقنطوا من رحمة الله (زمر 53)

گفتم : هیچکس نمیدونه تو دلم چی می گذره

گفتی : ان الله یحول بین المرء و قلبه (إنفال 26)

گفتم : هیچکسی رو ندارم

گفتی : نحن أقرب إلیه من حبل الورید (ق 16)

گفتم : ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!

گفتی : فاذکرونی أذکرکم ( بقره 152)

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن 1390برچسب:,ساعت1:40توسط بی همتا | |

گفتم: خدایا همنشینم باش

گفت:من مونس کسانی هستم که مرا یاد کنند

گفتم: چه آسان به دست می آیی

گفت:پس ساده از دستم مده...

+نوشته شده در شنبه 22 بهمن 1390برچسب:,ساعت1:32توسط بی همتا | |

خدایا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

آنگونه بمیران که کسی به وجد نیاید از نبودنم...

+نوشته شده در جمعه 21 بهمن 1390برچسب:,ساعت16:59توسط بی همتا | |

بار الها،

با یاد تو در ذهنم رویایی شیرین میسازم  که به من انگیزه ی زندگی می دهد.

هر گاه نام تو را بر زبان جاری می سازم عشق در جانم ریشه می دواند و دیگر از شکست و شکستن اثری به چشم نمی خورد.

خدایا...

همیشه در قلب من بمان و مرا تنها نگذار.

+نوشته شده در جمعه 21 بهمن 1390برچسب:,ساعت16:43توسط بی همتا | |

وقتی خدااز پشت، دست هایش را روی چشمانم گذاشت، از لای انگشتانش آنقد محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم...

+نوشته شده در جمعه 21 بهمن 1390برچسب:,ساعت16:39توسط بی همتا | |

 


You are the source of all power
تو سرچشمه همه قدرت هایی

My need in my darkest hour
نیاز من در تاریکترین لحظاتم

Your light and love all I seek
نورت و عشقت تمام آن چیزی است که می جویم

Nothing more I'd ever want or need
هرگز هیچ چیز دیگری نه می خواهم و نه نیاز دارم

Protect me from dishonour
مرا از رسوایی و ننگ حفظ کن

Grant me faith to be stronger
ایمانم بخش تا نیرومندتر باشم

My Lord
پروردگارم
 

+نوشته شده در جمعه 21 بهمن 1390برچسب:,ساعت12:22توسط بی همتا | |

 

+نوشته شده در پنج شنبه 20 بهمن 1390برچسب:,ساعت20:19توسط بی همتا | |

از کوی تو بیرون نرود پای خیالم

نکند فرق به حالم

چه برانی چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی

نه من آنم که برنجم

نه تو آنی که برانی...

+نوشته شده در پنج شنبه 20 بهمن 1390برچسب:,ساعت18:46توسط بی همتا | |

شادی را هدیه کن به کسانی که آن را از تو گرفته اند.

عشق بورز به آنها که دلت را شکسته اند.

دعا کن برای آنها که نفرینت کرده اند؛

درخت باش بر غم تبرها،بهار شو و بخند که خدا هنوز آن بالا با ماست.

+نوشته شده در پنج شنبه 20 بهمن 1390برچسب:,ساعت18:36توسط بی همتا | |

برایت دعا می کنم تا خدا از تو بگیرد هر آنچه که خدا را از تو می گیرد.

دکتر شریعتی

+نوشته شده در پنج شنبه 20 بهمن 1390برچسب:,ساعت18:32توسط بی همتا | |

 

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت23:13توسط بی همتا | |

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم

همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی

تو نماینده ی فضلی تو سزاوار ثنایی

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی

همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

همه غیبی تو بدانی،همه عیبی تو بپوشی

همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی

لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید

مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

 

دیوان حکیم سنایی غزنوی

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت18:12توسط بی همتا | |

سپس آسمان های بالا را از هم گشودو از فرشتگان گوناگون پر نمود.

گروهی از فرشتگان همواره در سجده اند ورکوع ندارند وگروهی در رکوعندویارای ایستادن ندارند و گروهی در صف هایی ایستاده اند که پراکنده نمی شوند وگروهی همواره تسبیح گویند و خسته نمی شوند و هیچ گاه خواب به چشمشان راه نمیابد

و عقل های آنان دچار اشتباه نمی گردد،بدن های آن ها دچار سستی نشده وآنان دچار بی خبری برخاسته از فراموشی نمی شوند.

برخی از فرشتگان، امینان وحی الهی و زبان گویای وحی برای پیامبران می باشند،که پیوسته برای رساندن حکم و فرمان خدا در رفت و آمدند.

برخی از فرشتگان حافظان بندگان، وجمعی دیگر دربانان بهشت خداوندند.

بعضی از آنها پاهایشان در طبقات پایین زمین قرار داشته و گردن هاشان از آسمان فراتر، و ارکان وجودشون از اطراف جهان گذشته

عرش الهی بر دوش هایشان استوار است،برابر عرش خدا دیدگان به زیر افکنده و در زیر آن،بال ها را به خود پیچیده اند.

میان این دسته از فرشتگان با آن ها که در مراتب پایین تری قرار دارند،عزت و پرده های قدرت، فاصله انداخته است.

هرگز خدا را با وهم و خیال،در شکل وصورتی نمی پندارند و صفات پدیده ها را بر او روا نمی دارند؛

هرگز خدا را در جایی محدود نمی سازند،ونه با همانند آوردن، به او اشاره می کنند.

 

نهج البلاغه، خطبه ی اول

 

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت16:53توسط بی همتا | |

خداوندا :

مرا یاری ده تا جامعه ام را بر سه پایه ی کتاب ، ترازو و آهن استوارکنم ، و دلم را از سه سرچشمه حقیقت زیبایی و خیر سیراب سازم.

دکتر شریعتی

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت16:32توسط بی همتا | |

 

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت16:18توسط بی همتا | |

خداوندا :

به من توفیق تلاش ،در شکست

صبر در نومیدی / رفتن بی همراه

جهاد بی سلاح / کار، بی پاداش

فداکاری در سکوت / دین بی دنیا

مذهب بی عوام / عظمت بی نام

خدمت بی نان / ایمان بی ریا

خوبی بی نمود /گستاخی بی خامی

مناعت بی غرور/عشق بی هوس

تنهایی در انبوه جمعیت/دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن .

 

دکتر شریعتی

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت15:51توسط بی همتا | |

آن سوی ناکامی همیشه خداییست که داشتنش جبران همه ی نداشته هاست

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت14:36توسط بی همتا | |

بشنو از نی چون حکایت می کند

از جداییها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند

از نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم

جفت بدحالان وخوش حالان شدم

هرکسی از ظن خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من

سر من از ناله ی من دور نیست

لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن زجان و جان زتن مستور نیست

لیک کس را دید جان دستور نیست

آتش است این بانگ نای و نیست باد

هر که این آتش ندارد، نیست باد

آتش عشق است کاندر نی فتاد

جوشش عشق است کاندر می فتاد

نی،حریف هر که از یاری برید

پرده هایش پرده های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی که دید؟

همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟

نی حدیث راه پرخون می کند

قصه های عشق مجنون می کند

محرم این هوش جز بی هوش نیست

مرزبان را مشتری جز گوش نیست

در غم ما روزها بی گاه شد

روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت، گو رو،باک نیست

تو بمان، ای آنکه چون تو پاک نیست 

هر که جز ماهی، ز آبش سیر شد

هر که بی روزی است، روزش دیر شد

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس سخن کوتاه باید، والسلام

 

مثنوی مولوی

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت13:49توسط بی همتا | |

خلقت را آغاز کرد و موجودات را بیافرید، بدون نیاز به فکرو اندیشه ای،یا استفاده از تجربه ای،بی آنکه حرکتی ایجاد کند و یا تصمیمی مضطرب در او راه داشته باشد.

برای پدید آمدن موجودات، وقت مناسبی قرار دادو موجودات گوناگون را هماهنگ کرد ودر هر کدام، غریزه ی خاص خودش را قرار داد و غرایز را همراه آنان گردانید.

خدا پیش از آنکه موجودات را بیافریند، از تمام جزییات وجوانب آنها آگاهی داشت وحدود و پایان آنها را میدانست و از اسرار درون و بیرون پدیده ها آشنا بود.

سپس خدای سبحان طبقات فضا را شکافت واطراف آن را باز کرد وهوای به آسمان راه یافته را آفرید،و در آن آبی روان ساخت، آبی که امواج متلاطم آن شکننده بود،که یکی بر دیگری می نشست، آب را بر بادی طوفانی و شکننده نهاد و باد را به بازگرداندن آن فرمان داد وبه نگهداری آب مسلط ساخت و حد و مرز آن را به خوبی تعیین فرمود.

فضا در زیر تندباد و آب بر بالای آن در حرکت بود.

سپس خدای سبحان طوفانی برانگیخت که آب را متلاطم ساخت و امواج آب را پی در پی در هم کوبید.

طوفان به شدت وزید واز نقطه ای دور دوباره آغاز شد.

سپس به طوفان امر کرد تا امواج دریاها را به هر سو روان کندو بر هم کوبد وبا همان شدت که در فضا وزیدن داشت، بر امواج آبها حمله ور گردد از اول آن برمی داشت و به آخرش می ریخت،و آب های ساکن را به امواج سرکش برگرداند.

تا آنجا که آبها به روی هم قرار گرفتند وچون قله های بلند کوه ها بالا آمدند.

امواج تند کف های بر آمده از آب ها را در هوای باز وفضای گسترده بالا برد، که از آن هفت آسمان را پدید آورد.

آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان های بالا را مانند سقفی استوار و بلند قرار داد ، بی آنکه نیازمند به ستونی باشد یا میخ هایی که آن ها را استوار کند.

آنگاه فضای آسمان پایین را به وسیله ی نور ستارگان درخشنده زینت بخشید ودر آن چراغی روشنایی بخش،و ماهی درخشان ،در مدار فلکی گردان وبرقرار وسقفی متحرک وصفحه ای بی قرار،به جریان انداخت.

 

نهج البلاغه ،خطبه ی اول

 

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت10:44توسط بی همتا | |

 

+نوشته شده در چهار شنبه 19 بهمن 1390برچسب:,ساعت11:24توسط بی همتا | |

سرآغاز دین،خداشناسیست؛وکمال شناخت خدا،باور داشتن او؛و کمال باور داشتن خدا،شهادت به یگانگی دین اوست؛

وکمال توحید،اخلاص؛وکمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن است؛

زیرا هر صفتی نشان می دهدکه غیر از موصوف، وهر موصوفی گواهی می دهد که غیر از صفت است؛

پس هرکسی که خدارا با صفت مخلوقات تعریف کنداو را به چیزی نزدیک کرده، وبا نزدیک کردن خدا به چیزی،دو خدا مطرح شده؛

وبا طرح شدن دو خدا،اجزایی برای او تصور نموده؛وبا تصور اجزا برای خدا،او را نشناخته است.

وکسی که خدا را نشناسد به سوی او اشاره می کند وهر کس به سوی خدا اشاره می کند،او را محدود کرده ، به شمارش آورد.

و آن کس که بگوید:خدا در چیست؟او را در چیز دیگری پنداشته است،و کسی که بپرسد:خدا بر روی چه چیزی قرار دارد؟به تحقیق جایی را خالی از او در نظر گرفته است،در صورتی که خدا همواره بوده و از چیزی به وجود نیامده است.

با همه چیز هست، نه اینکه همنشین آنان باشد؛وبا همه چیز فرق دارد نه اینکه از آنان جدا و بیگانه باشد.

انجام دهنده ی همه ی کارهاست،بدون حرکت و ابزار و وسیله.

بیناست حتی در آن هنگام که پدیده ای وجود نداشت.

یگانه و تنهاست،زیرا کسی نبوده تا با او انس گیرد ویا از فقدانش وحشت کند.

  

نهج البلاغه ، خطبه اول

 

+نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1390برچسب:,ساعت23:19توسط بی همتا | |

+نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1390برچسب:,ساعت23:20توسط بی همتا | |

سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن آن عاجزند و حسابگران از شمارش نعمت های او ناتوان وتلاشگران از ادای حق او درمانده اند.

خدایی که افکار ژرف اندیش ،ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید.

پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد و تعریف کاملی نمی توان یافت وبرای خدا وقتی معین وسرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد.

مخلوقات را با قدرت خود آفرید، وبا رحمت خود بادها را به حرکت درآورد وبه وسیله ی کوهها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد.

 

 

نهج البلاغه،خطبه ی اول

+نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1390برچسب:,ساعت22:46توسط بی همتا | |

با تمام وجود گناه کردم و در تکرار آن اصرار کردم

اما نه نعمتش را از من گرفت و نه گناهم را فاش کرد.

اگر اطاعتش را کنم چه می کند؟

+نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1390برچسب:,ساعت22:31توسط بی همتا | |

خدایا، نعمت عافیت، مبدأ همه ی نیازها و عاقبت بخیری، مقصد همه نیازهاست

بین این مبدأ تا آن مقصد والاترین نیازها دلخوشیست

به بزرگیت سوگند آن را به تمامی دوستانم عطا فرما.

+نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1390برچسب:,ساعت22:14توسط بی همتا | |

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1390برچسب:,ساعت22:9توسط بی همتا | |

تجلی گه خود کرد خدا دیده ی مارا

در این دیده درآیید و ببینید خدارا

خدا در دل سودا زدگان است بجویید

مجویید زمین را و مپویید سما را

بلا را بپرستیم و به رحمت بگزینیم

اگر دوست پسندید، پسندیم بلا را

طبیبان خداییم و به هر درد دواییم

به جایی که بود درد فرستیم دوارا

ببندید در مرگ و زمردن مگریزید

که ما باز نمودیم درِ دار شفا را

حجاب رخ مقصود من و ما و شمایید

شمایید ببینید من و ما و شمارا

دیوان حکیم صفای اصفهانی

+نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1390برچسب:,ساعت12:34توسط بی همتا | |

فقیر به دنبال شادی ثروتمند وثروتمند به دنبال آرامش زندگی فقیر است

کودک به دنبال آزادی بزرگتر و بزرگتر به دنبال سادگی کودک است

پیر به دنبال قدرت جوان وجوان در پی تجربه ی سالمند است

خدایا، کدامین پل در کجای دنیا شکسته است که هیچکس به مقصد خود نمی رسد

+نوشته شده در دو شنبه 17 بهمن 1390برچسب:,ساعت22:27توسط | |

می گویند نماز صوفی دو رکعت است و با آب عشق وضو می گیرد .

سپس رو به قبله می ایستد و چهار بار الله اکبر می گوید .

در اولین الله اکبر دنیا و اهل آنرا زیر پا میگذارد


 با دومین  الله اکبر آخرت را فراموش می کند


با سومین الله اکبر خیال هر چیز جز خدا را از دل بیرون می اندازد


 با چهارمین  الله اکبر خود را نیز از یاد می برد .

+نوشته شده در دو شنبه 17 بهمن 1390برچسب:,ساعت19:45توسط بی همتا | |

 

رسول خدا فرمود: زمانی موسی نشسته بود که ناگاه شیطان سوی او آمد و کلاه

 

 درازی به سر داشت. نزدیک او که رسید کلاه از سر برداشت و به او سلام کرد.

 موسی گفت تو کیستی؟ گفت من شیطانم.موسی گفت شیطان تویی! خدا آواره ات

 کند.شیطان گفت من آمده ام به خاطر منزلتی که نزد خدا داری سلامت کنم.

 موسی گفت این کلاه چیست؟ گفت به وسیله این کلاه دل آدمیزاد را می ربایم.

موسی گفت به من خبر ده از گناهی که چون آدمیزاد مرتکب شود بر او مسلط می

شوی ؟ گفت هنگامی که او از خودش خوشش آید و عملش را زیاد شمارد و گناهش

 را کوچک بشمارد.

+نوشته شده در یک شنبه 16 بهمن 1390برچسب:,ساعت13:24توسط بی همتا | |

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

گفت یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

خسته ام زین عشق دلخونم نکن

من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو ولیلای تو من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگت پنهانو پیدایت منم

سالها با جور لیلی ساختی

من کنارت بودمو نشناختی

+نوشته شده در شنبه 15 بهمن 1390برچسب:,ساعت22:30توسط | |

از بار گنه شد تن مسکینم پست

یا رب چه شود اگر مرا گیری دست؟

گر در عملم آنچه تورا شاید نیست

اندر کرمت آنچه مرا باید هست

+نوشته شده در شنبه 15 بهمن 1390برچسب:,ساعت21:20توسط | |

روزی اهالی روستایی جمع شدند تا برای باریدن باران دعا کنند

تنها کودکی با خود چتر آورد

چرا که به باریدن باران ایمان داشت

+نوشته شده در شنبه 15 بهمن 1390برچسب:,ساعت19:48توسط | |

الهی، به حرمت آن نام که توخوانی وبه حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی.

الهی، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم؛ گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.

الهی، عاجز و سرگردانم؛ نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم.

الهی، اگر تو مرا خواستی ،من آن خواستم که تو خواستی.

الهی، به بهشت و حور چه نازم؛ مرا دیده ای ده که از هرنظر بهشتی سازم.

الهی، در دل های ما جز تخم محبت مکار وبر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار. به لطف ،ما را دست گیر و به کرم،پایدار، الهی حجاب ها از راه بردار ومارا به ما مگذار.

 

+نوشته شده در شنبه 15 بهمن 1390برچسب:,ساعت17:27توسط | |

 

حد ( پیمانه شناخت واقعیت و حقیقت )

حد یعنی رفتن و نرسیدن این چیزیست که در علم فیزیک امکان پذیر نیست چون ممکن نیست به سمت چیزی بری و بهش نرسی

فیزیک علم واقعی است و ریاضی علم حقیقی است . ما میدونیم بعد از یک میرسیم به دو اما بی نهایت عدد بین یک و دو وجود دارد.

من یک خدا دو میتونم بهش نزدیک بشم چون میدونم دو وجود دارد اما نمیتونم بهش برسم چون بی نهایت عدد بین یک و دو وجود دارد اما حسش می کنم .

ما نمیتونیم زیاد حقایق را درک کنیم پس باید از واقعیت به حقیقت برسیم .

ما واقعیت زندگی هستیم و باید این من خودمون بشناسیم تا بتوانیم حقیقت را بفهمیم .

ازکجا فهمیدیم بعد از یک میرسیم به دو ؟؟ از واقعیت اطرافمون از نشانه های واقعی موجود در محیط اطراف

واسه چی میگیم خدا زیباست ؟؟ چون موجودات زیبا خلق کرده و فقط کسی میتونه چنین موجودات زیبایی خلق کنه که خودش منبع زیبایی باشه .

+نوشته شده در پنج شنبه 13 بهمن 1390برچسب:حد,واقعیت,حقیقت,ساعت11:23توسط بی همتا | |

خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم

تورا بخشنده پنداشتم و گناه کارشدم

تورا وفادار دیدم و هرجا که رفتم بازگشتم

تورا گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟

+نوشته شده در چهار شنبه 12 بهمن 1390برچسب:,ساعت20:38توسط بی همتا | |